با انتشار کتاب «سیاستگذاری مسجد تراز اسلامی»، بسته سیاستی نوینی در اختیار مدیران فرهنگی قرار گرفت تا با تکیه بر مبانی فقهی و نشانهشناختی، ساختار و کارکرد مساجد را از فضایی صرفاً آیینی به پایگاهی تمدنساز ارتقا دهند.
کتاب «سیاستگذاری مسجد تراز اسلامی در مدیریت امور فرهنگی (لذّت توحید عملیِ علوی)» تازهترین تألیف دکتر سید محمدحسین امامی است که پس از چهار سال پژوهش کیفی به روش فراترکیب، بهار امسال روانه بازار نشر شده است. این اثر که با استقبال و تقریظ رئیس مؤسسه مسجد حوزه علمیه قم همراه شده، میکوشد با تکیه بر استدلالهای قیاسی، فقهی و نشانهشناختی، راهکارهایی عملیاتی در بیش از ۳۰ شاخص ساختاری و کالبدی پیشروی متولیان و مدیران فرهنگی قرار دهد تا مانع از بروز افراط، تفریط و رفتارهای سطحی در مهمترین پایگاه هویتی جامعه اسلامی شود. در ادامه، مشروح گفتوگو پیرامون ضرورتها، روششناسی و دستاوردهای سیاستی این کتاب را میخوانید.
در ابتدا لطفاً مختصری درباره سوابق علمی و تحصیلی خود بفرمایید.
بنده دانشآموخته مقاطع دانشگاهی در رشته «مدیریت و برنامهریزی امور فرهنگی» هستم و تمرکز تحصیلیام در طول این سالها همواره بر همین مدار تخصصی استوار بوده است.
تمرکز پژوهشی و مطالعاتی شما عمدتاً معطوف به چه حوزههایی از منظومه وسیع فرهنگ بوده است؟
از میان مسائل متکثر و متعددی که در ساحت فرهنگ مطرح است، علاقه و تمرکز پژوهشی من بیش از همه بر دو محور استوار بوده است: نخست، «نقش دین و اندیشههای مکتبی در فرهنگ» و دوم، «نقش مدیریت گردشگری در عرصه فرهنگ». بیشتر پژوهشها و نگارشهایم نیز در همین حوزهها سامان یافته است.
انگیزه شما از نگارش کتاب «سیاستگذاری مسجد تراز اسلامی در مدیریت امور فرهنگی» چه بود و روی چه مسئلهای دست گذاشتهاید؟
این کتاب با عنوان فرعی «لذّت توحید عملیِ علوی»، در ۲۰۴ صفحه به چاپ رسیده است. مسئله محوری این است که در مهندسی فرهنگی و پویایی باورهای بنیادین جامعه ایرانیاسلامی، هیچ نهادی نقشی پررنگتر از مساجد ندارد. پس از کارکرد عبادی، بارزترین نقش مسجد، کارکرد فرهنگی و انسانساز آن است.
با این حال، آموزههای اصیل اسلامی همواره بر کیفیّت، درک عمیق، شعور و بصیرت تأکید دارند. هنگامی که بانیان و متولیان یک مسجد با فقر دانش فقهی و فرهنگی مواجه باشند و نظارت اصولی نیز وجود نداشته باشد، ناگزیر گرفتار افراط و تفریط، بدعتها و رفتارهای سطحی و هیجانی خواهیم شد. اگر ما شاخصهای شفاف «مسجد تراز اسلامی» را تدوین و پیادهسازی نکنیم، این بدعتها هویت مسجد را تهدید میکنند و تضعیف کارکرد مسجد، مستقیماً به تضعیف دینداری و فرهنگ عمومی جامعه ختم میشود.

جایگاه کالبد و ساختار مسجد در این پژوهش چگونه دیده شده است؟
مقصود از «مسجد تراز اسلامی»، بازگشت به اصول و سنت صدر اسلام است؛ چه از لحاظ کارکردها و نقشآفرینیها و چه از حیث معماری، ساختار و ظواهر. هرچند به کارکردهای مسجد نیز اشاره داشتهام، اما تمرکز ویژه این کتاب بر بعد ساختاری، نشانهشناختی، ظواهر مسجد و تجلی عینی سادگی و بیپیرایگی در جهت چشیدن لذت توحید عملی است.
با توجه به ماهیت دانشگاهی کار، از چه روششناسی علمی برای رسیدن به این شاخصها بهره بردید؟
این کتاب ماحصل یک پروژه پژوهشی چهارساله است که در آن از روش کیفی «فراترکیب» استفاده شده است. گردآوری دادهها با مرور نظاممند منابع کتابخانهای و اسناد متقن انجام گرفت و با شیوه استدلال قیاسی (حرکت از کل به جزء)، از اصول بدیهی و مبانی مسلّم فقهی و فرهنگی، به استخراج شاخصها و معیارهای خرد اجرایی رسیدیم.
چارچوب اسناد و منابعی که در این فراترکیب مبنای تحلیل قرار گرفتند شامل چه آثاری بود؟
ابتدا بهترین و معتبرترین آثار حوزه نماز و کالبد مسجد گردآوری و تحلیل شدند؛ از جمله آثار امام خمینی (ره)، تألیفات و تفاسیر حجتالاسلام والمسلمین قرائتی، آثار حجتالاسلام والمسلمین تقی قرائتی (ریاست مؤسسه مسجد حوزه علمیه قم)، تألیفات مرحوم آیتالله محمدی ریشهری، آثار و پژوهشهای دکتر محمد منّان رئیسی، اسناد نهادهای تخصصی و مقالات علمی این حوزه.
همچنین در بخش احکام و بایدها و نبایدهای فقهی، رسالههای عملیه مراجع عظام تقلید نظیر امام خمینی (ره)، آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی، آیتاللهالعظمی سیستانی، آیتاللهالعظمی بهجت و رهبر معظم انقلاب مبنای تحلیل و استخراج گزارهها قرار گرفت.
نقطه پیوند فقه و دانش مدیریت امور فرهنگی در این کتاب کجاست؟
نکته راهبردی همینجاست؛ در مدیریت فرهنگی، تنها به کفِ احکام تکلیفی فقه بسنده نمیشود، بلکه علوم شناختی، نشانهشناسی، حواس ادراکی و علوم تربیتی نیز برای صیانت از روح دین به کار گرفته میشوند. برای مثال، چه بسا عملی در فقه در مرتبه «مکروه» باشد، اما اگر با نگاه نشانهشناختی و دکترین فرهنگی به آن نگریسته شود، به دلیل آسیبهای هویتی یا تربیتی، از منظر سیاستگذاری فرهنگی در رده امور «ممنوع» تلقی گردد.
بر همین اساس، در فصل چهارم کتاب در قالب بیش از ۳۰ سرفصل تخصصی، سیاستهای اجرایی برای طراحی و اداره مسجدی منطبق بر تراز اسلامی پیشنهاد شده است. همچنین فصل پنجم را به پاسخگویی به پرتکرارترین شبهات و مسائل مبتلابه اختصاص دادیم.
این کتاب چطور میتواند نقش یک راهنمای عمل را برای کارگزاران و مدیران فرهنگی ایفا کند؟
ج: مدیریت اصولی و پیشگیرانه در عرصه فرهنگ، بدون «شاخصهای قابل سنجش» ناممکن است. مدیران فرهنگی باید بیاموزند که سیاستهای خود را نه بر اساس سلیقه، بلکه بر مبنای معیارهای استخراجشده از منابع متقن تدوین کنند. این اثر کوشیده تا یک مدل اجرایی و مستند در حوزه مدیریت پایگاههای دینی ارائه دهد تا به عنوان الگویی بومی در سایر عرصههای فرهنگ نیز توسعه یابد.
گویا این اثر با استقبال محافل تخصصی حوزوی نیز همراه شده است؛ به عنوان نمونه نظر مؤسسه مسجد حوزه علمیه قم چه بود؟
بله، لطف اساتید و نخبگان شامل حال این اثر شد. مدیریت محترم مؤسسه مسجد حوزه علمیه قم در تقریظی ارزشمند اشاره داشتند که: «امروزه در مواجهه با طوفانهای فرهنگی معاصر، پرسش حیاتی چگونگی بازسازی ساختار مسجد در تراز اسلام ناب است. این کتاب سفری به درون ساختارهای مدیریت در فضای مسجد و بازتعریف نقش آن از مکانی صرفاً آیینی به مرکزی تربیتی و تمدنساز است… نگارش این اثر توسط دکتر سید محمدحسین امامی، گامی بسیار مهم و به موقع جهت تحقق اهداف راهبردی مساجد کشور به شمار میرود.»
در پایان، چه توصیهای به فعالان و پژوهشگران حوزه سیاستگذاری و مدیریت فرهنگی دارید؟
به عنوان فردی که در فضای فرهنگ دغدغهمند است، نه صرفاً پدیدآورنده این کتاب، توصیه میکنم مدیران و کارشناسان فرهنگی با مطالعه و بهکارگیری مباحث اینچنینی، به استانداردسازی فضاهای تربیتی اهتمام ورزند. مهمتر از آن، انتظار میرود جامعه علمی و دانشگاهی مدیریت فرهنگی کشور، حضور فعالتری در عرصه تولید علم، تدوین متون بومی و غنیسازی ادبیات راهبردی حوزه فرهنگ داشته باشند تا با اتکا به شاخصهای دقیق، در پویایی فرهنگ غنی ایرانیاسلامی نقشی ماندگار ایفا نمایند.
نظرات کاربران