انتشار گزارش یورواستیت درباره مهاجرت در اروپا، ضمن ارائه آمار ورود و خروج، چالشهای جدیدی را برای مدیریت فرهنگی و جذب نخبگان در قاره سبز مطرح میکند.
گزارش جامع «مهاجرت و پناهندگی در اروپا – نسخه ۲۰۲۵» که توسط اداره آمار اتحادیه اروپا (یورواستیت) منتشر شده، تصویری پیچیده از تحرکات جمعیتی در قاره سبز در سالهای اخیر ترسیم میکند. این گزارش که دادههای دقیقی از ورود و خروج مهاجران، وضعیت پناهندگی و ترکیب جمعیتی کشورهای عضو ارائه میدهد، نه تنها روندهای جمعیتی را نمایان میسازد، بلکه بستری حیاتی برای تحلیلهای عمیقتر در حوزه مدیریت فرهنگی، ادغام اجتماعی و سیاستگذاریهای مرتبط با جوامع چندفرهنگی فراهم میآورد.
بر اساس این گزارش، اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ شاهد کاهش ۱۸ درصدی ورود مهاجران از کشورهای غیرعضو بود و مجموعاً ۴.۴ میلیون نفر وارد این قاره شدند. این در حالی است که خروج شهروندان از اتحادیه اروپا به مقاصد خارج از آن، ۲۵ درصد افزایش یافته و به نزدیک به ۱.۵ میلیون نفر رسیده است. اسپانیا، آلمان، ایتالیا، فرانسه و لهستان همچنان مقاصد اصلی ورود مهاجران بودهاند، در حالی که اسپانیا، آلمان، فرانسه و رومانی بیشترین سهم را در خروج مهاجران از اتحادیه اروپا داشتهاند. تراز خالص مهاجرت در اتحادیه اروپا با این وجود مثبت و حدود ۳ میلیون نفر باقی ماند که نشاندهنده رشد جمعیتی ناشی از مهاجرت است. این تحولات آماری، زمینهساز چالشها و فرصتهای جدیدی برای مدیریت فرهنگی در سراسر اتحادیه اروپاست.
۱. مهاجرت به اتحادیه اروپا و از آن: تحلیل آماری روندهای کلیدی
ورودیها از خارج اتحادیه اروپا: در سال ۲۰۲۳، تعداد ۴.۴ میلیون نفر از کشورهای غیرعضو اتحادیه اروپا وارد این اتحادیه شدند که نسبت به ۵.۳ میلیون نفر در سال ۲۰۲۲، کاهش ۱۸ درصدی را نشان میدهد. این روند، نیازمند بررسی دقیقتر دلایل کاهش و تاثیر آن بر بازارهای کار و اجتماعی کشورهای عضو است.
مقاصد اصلی: اسپانیا (۱ میلیون نفر، ۲۴٪)، آلمان (۹۲۵ هزار نفر، ۲۱٪)، ایتالیا (۳۷۲ هزار نفر، ۹٪)، فرانسه (۳۰۸ هزار نفر، ۷٪) و لهستان (۲۰۶ هزار نفر، ۵٪) در مجموع ۶۵٪ از کل ورودیها را جذب کردهاند.
برای دیدن نمودار مربوطه کلیک کنید.
خروجیها به خارج اتحادیه اروپا: در همین حال، نزدیک به ۱.۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳ از اتحادیه اروپا به مقاصدی خارج از آن مهاجرت کردند که افزایشی ۲۵ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۲ را نشان میدهد. این امر نشاندهنده جذابیت نسبی مقاصد خارج از اتحادیه برای برخی از ساکنان آن است.
مقاصد اصلی خروج: اسپانیا (۳۹۷ هزار نفر، ۲۷٪)، آلمان (۲۶۵ هزار نفر، ۱۸٪)، فرانسه (۱۳۰ هزار نفر، ۹٪) و رومانی (۹۸ هزار نفر، ۷٪) ۶۰٪ کل خروجیها را تشکیل دادند.
برای دیدن نمودار مربوطه کلیک کنید.
مهاجرت خالص: در مجموع، تراز مهاجرت اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ مثبت و تقریباً ۳ میلیون نفر بود، که نشاندهنده رشد جمعیتی ناشی از مهاجرت است.
این آمارها نشاندهنده پویایی پیچیده مهاجرت است. از نگاه مدیریت فرهنگی، این جریانها برای کشورها هم چالشزا و هم فرصتآفرین هستند. افزایش خروج از اتحادیه اروپا میتواند نشاندهنده عدم رضایت از فرصتهای داخلی یا جذابیت فزاینده مقاصد دیگر باشد. در مقابل، ورود مهاجران نیازمند برنامهریزی فرهنگی برای ادغام، حفظ هویتهای فرهنگی و ایجاد فضاهای مشترک است.
۲. آزادی جابهجایی در اتحادیه اروپا: پویایی درونقارهای
مهاجرت درون اتحادیه اروپا: در سال ۲۰۲۳، ۱.۵ میلیون نفر بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا جابجا شدند که اندکی (۲٪) کمتر از سال ۲۰۲۲ بود.
مقاصد اصلی: آلمان (۲۲٪)، اسپانیا (۱۴٪)، رومانی (۸٪)، هلند (۷٪) و فرانسه (۷٪) بیشترین جذب مهاجر درون اتحادیه را داشتند.
نقش پررنگ مهاجرت دروناتحادیه: در کشورهایی مانند لوکزامبورگ (۸۶٪)، اسلواکی (۵۷٪) و اتریش (۴۸٪)، بخش عمدهای از مهاجران از دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا بودند.
آزادی جابهجایی، مفهوم کلیدی شهروندی اروپا را تقویت میکند. از منظر فرهنگی، این تحرک به تبادل ایدهها، زبانها و سنتها کمک میکند.
۳. تابعیت، اقامت و دلایل مهاجرت: نگاهی به ترکیب جمعیتی و انگیزهها
ترکیب جمعیتی: در سال ۲۰۲۴، حدود ۱۰٪ از جمعیت اتحادیه اروپا (۴۳ میلیون نفر) شهروند کشور محل اقامت خود نبودند؛ ۱۴ میلیون نفر شهروند دیگر کشورهای عضو و ۲۹ میلیون نفر شهروند کشورهای خارج از اتحادیه اروپا بودند.
بالاترین سهم اتباع خارجی: لوکزامبورگ (۴۷٪)، مالت (۲۸٪)، قبرس (۲۴٪)، اتریش (۱۹٪) و استونی (۱۸٪).
سن اتباع خارجی: اتباع غیرملی جوانتر از اتباع ملی هستند، به ویژه در سنین ۲۰ تا ۴۹ سال، که نشاندهنده نیروی کار جوان بالقوه است.
مجوزهای اقامت: در سال ۲۰۲۴، ۳.۵ میلیون مجوز اقامت اولیه برای اتباع غیراروپایی صادر شد که ۸٪ کاهش نسبت به سال ۲۰۲۳ داشت.
مقاصد اصلی صدور مجوز: اسپانیا (۱۶٪)، آلمان (۱۶٪)، لهستان (۱۴٪)، ایتالیا (۱۰٪) و فرانسه (۱۰٪).
دلایل اصلی اقامت: کار (۳۲٪)، خانواده (۲۷٪)، تحصیل (۱۶٪) و سایر دلایل از جمله حفاظت بینالمللی (۲۵٪).
تابعیتهای اصلی دریافتکننده مجوز: اوکراین (۸٪)، هند (۵٪)، مراکش (۵٪) و سوریه (۵٪).
تنوع جمعیتی ناشی از مهاجرت، فرصتهای بینظیری برای غنای فرهنگی ایجاد میکند. جوان بودن جمعیت مهاجران، پتانسیل بالایی برای نوآوری و پویایی اجتماعی-فرهنگی کشورهای مقصد دارد.
۴. حفاظت و پناهندگی: واکنش اروپا به بحرانهای جهانی
اعطای وضعیت حمایتی: در سال ۲۰۲۴، کشورهای اتحادیه اروپا به ۴۳۸,۰۰۰ پناهجو وضعیت حمایتی اعطا کردند که ۷٪ بیشتر از سال ۲۰۲۳ بود.
متقاضیان پناهندگی: تعداد درخواستهای اولیه پناهندگی در سال ۲۰۲۴ کاهش یافت (حدود ۹۱۳,۰۰۰ درخواست)، اما همچنان در سطوح بالایی نسبت به دهههای گذشته قرار دارد.
کشورهای پیشرو در پذیرش درخواست: آلمان (۲۵٪)، اسپانیا (۱۸٪)، ایتالیا (۱۷٪) و فرانسه (۱۴٪).
ترکیب تابعیتی: سوریه (۱۶٪)، ونزوئلا (۸٪) و افغانستان (۸٪) بیشترین فراوانی را داشتند.
تصمیمات پناهندگی: در سال ۲۰۲۴، ۵۱٪ از تصمیمات مرحله اول در اتحادیه اروپا منجر به اعطای وضعیت حمایتی شد (۳۸۸,۰۰۰ نفر). نرخ پذیرش نهایی پس از تجدیدنظر ۲۷٪ بود.
بالاترین نرخ پذیرش: استونی (۹۶٪)، لهستان (۸۲٪) و هلند (۷۵٪) در مرحله اول؛ ایتالیا (۸۵٪) و هلند (۶۶٪) در مرحله نهایی.
حفاظت موقت از اوکراینیها: تا پایان سال ۲۰۲۴، نزدیک به ۴.۳ میلیون نفر، عمدتاً شهروندان اوکراین، تحت حفاظت موقت بودند. آلمان (۲۷٪) و لهستان (۲۳٪) بیشترین بار را بر دوش داشتند.
کودکان و افراد زیر سن قانونی بدون همراه: ۲۶٪ از متقاضیان پناهندگی زیر ۱۸ سال بودند که حدود ۱۵٪ از آنها بدون همراه بودند. عمدتاً سوری و افغان.
مسائل پناهندگی و حفاظت، یکی از حساسترین حوزههای فرهنگی و اجتماعی را تشکیل میدهند. آسیبهای ناشی از جنگ میتواند هر کشور مقصدی را در شرایط تهدید قرار دهد، چراکه با مهاجرانی در شرایط آسیبهای روحی و روانی و جنگزدگی مواجه میشوند.
۵. مهاجرت غیرقانونی، منع ورود، دستور خروج و بازگشت: چالشهای امنیتی و حقوق بشری
منع ورود: در سال ۲۰۲۴، ۱۲۴,۰۰۰ نفر از ورود به اتحادیه اروپا منع شدند، عمدتاً در مرزهای زمینی و هوایی.
حضور غیرقانونی: ۹۱۹,۰۰۰ نفر در سال ۲۰۲۴ در اتحادیه اروپا حضور غیرقانونی داشتند که ۲۷٪ کاهش نسبت به سال ۲۰۲۳ نشان میدهد.
کشورهای پیشرو: آلمان (۲۷٪)، فرانسه (۱۵٪) و ایتالیا (۱۲٪).
دستور خروج و بازگشت: ۴۵۳,۰۰۰ نفر دستور خروج دریافت کردند و ۱۱۰,۰۰۰ نفر به خارج از اتحادیه اروپا بازگردانده شدند که ۱۹٪ افزایش یافته است.
مدیریت جریانهای مهاجرت غیرقانونی، ابعاد پیچیدهای از جمله حقوق بشر، امنیت و بازگشت را در بر میگیرد. از منظر فرهنگی، این بخش نیازمند رویکردی متوازن است: اجرای قوانین با حفظ کرامت انسانی و فراهم آوردن بسترهای بازگشت داوطلبانه و ایمن.
۶. مهارتهای مهاجران: کارت آبی، مجوزهای تحصیل و تحقیق، و انتقال درونشرکتی
کارت آبی اتحادیه اروپا: حدود ۷۸,۱۰۰ کارت آبی برای کارگران بسیار ماهر در سال ۲۰۲۴ صادر شد. آلمان (۷۲٪) پیشرو بود و هند (۲۱٪) بیشترین دریافتکنندگان را داشت.
مجوزهای تحصیل و تحقیق: ۴۷۵,۰۰۰ مجوز صادر شد، با بیشترین تعداد در آلمان (۲۸٪) و فرانسه (۲۵٪). هند (۱۱٪) و چین (۹٪) بیشترین دانشجویان خارجی را داشتند.
انتقال درونشرکتی: ۱۰,۲۰۰ مجوز صادر شد، عمدتاً در هلند (۲۳٪)، مجارستان (۱۹٪) و فرانسه (۱۷٪). هند (۳۳٪) و چین (۲۱٪) پیشتاز بودند.
جذب استعدادهای جهانی از طریق کارت آبی و مجوزهای تحصیلی، یک استراتژی فرهنگی-اقتصادی مهم برای اروپا محسوب میشود.
جمعبندی و چشمانداز مدیریت فرهنگی در مواجهه با مهاجرت
گزارش یورواستیت «مهاجرت و پناهندگی در اروپا – نسخه ۲۰۲۵» در کنار ارائه آمارهای دقیق از جریانهای مهاجرتی، پرده از واقعیتی تلخ و چالشبرانگیز برای کشورهای مبدأ، از جمله ایران، برمیدارد: جذب گزینشی و هدفمند استعدادها و نیروهای متخصص توسط کشورهای توسعهیافته. این فرایند، که با ارائه مشوقهای اغواکننده، فرصتهای شغلی و تحصیلی درخشان، و بازنمایی تصویری آرمانی از زندگی در اروپا همراه است، عملاً به نوعی «انتقال یکسویه و نابرابر سرمایه انسانی» در سطح جهانی تبدیل شده است.
دادههای مربوط به کارتهای آبی (Blue Card) و مجوزهای تحصیلی و تحقیقاتی (Students and researchers’ permits) و همچنین مجوزهای انتقال درونشرکتی (Intra-corporate transfers) که در این گزارش به آنها اشاره شد، نمایانگر استراتژی مشخص اتحادیه اروپا برای جذب نیروهای ماهر و متخصص است. در سال ۲۰۲۴، اتحادیه اروپا ۷۸ هزار کارت آبی، ۴۷۵ هزار مجوز تحصیل و تحقیق، و ۱۰ هزار و ۲۰۰ مجوز انتقال درونشرکتی صادر کرده است. کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، لهستان و اسپانیا در خط مقدم این جذب قرار دارند و با ارائه بستههای حمایتی و فرصتهای شغلی، استعدادهای برتر از سراسر جهان، از جمله کشورهای در حال توسعه و ایران، را به سوی خود میکشانند. این فرایند، گرچه از منظر کشورهای مقصد، گامی در جهت تقویت اقتصاد و نوآوری تلقی میشود، اما از منظر کشورهای مبدأ، به معنای «تخلیه ظرفیتهای علمی، فنی و فرهنگی» و تضعیف توانمندیهای بالقوه آنهاست.
این «رقابت نابرابر در بازار جهانی نیروی انسانی» تنها متکی بر جذابیتهای اقتصادی نیست؛ بلکه با بازنمایی رسانهای و تبلیغاتی فریبندهای از رفاه، ثبات، و پیشرفت در کشورهای اروپایی همراه است. این تصاویر، در کنار چالشهای موجود در کشورهای مبدأ مانند ناامنی شغلی، فرصتهای محدود، بیثباتی اقتصادی و گاه سیاسی، انگیزهای قوی برای نخبگان ایجاد میکند تا مسیر مهاجرت را در پیش گیرند. این وضعیت، مسئولیت دوگانهای را بر دوش نهادهای فرهنگی و مدیریتی میگذارد:
۱. نقد اروپا: کشورهای اتحادیه اروپا باید در سیاستهای جذب استعداد خود بازنگری کنند. اتکا به «جذب گزینشی» و بازنمایی یکسویه و اغواکننده از زندگی در اروپا، بدون توجه به پیامدهای آن برای کشورهای مبدأ، اقدامی اخلاقی و پایدار نیست. این کشورها باید مسئولیت پیامدهای «جذب استعدادها» را در کشورهای کمتر توسعهیافته بپذیرند و سازوکارهایی برای بازگرداندن دانش و تجربه یا جبران خسارات وارده ایجاد کنند.
۲. مسئولیت کشورهای مبدأ: در سوی دیگر، کشورهایی مانند ایران نیز باید با اتخاذ سیاستهای حکمرانی مؤثر، ایجاد فرصتهای شغلی و تحقیقاتی جذاب، تضمین ثبات و امنیت شغلی، و تقویت فضای نوآوری و کارآفرینی، بتوانند نخبگان خود را حفظ کرده و حتی آنها را به بازگشت ترغیب نمایند. ناتوانی در این زمینه، فضایی را برای مهاجرت نخبگان فراهم میآورد که صرفاً به نفع کشورهای توسعهیافته است.
پیامدهای مدیریت فرهنگی:
این وضعیت، ضرورت بازطراحی روایتهای فرهنگی و رسانهای را بیش از پیش آشکار میسازد. سیاستگذاری فرهنگی باید بر مبنای واقعگرایی بنا شود؛ یعنی هم جذابیتهای احتمالی مهاجرت را به درستی منعکس کند و هم پیامدهای منفی آن را بر فرد و جامعه مبدأ نادیده نگیرد. این رویکرد میتواند شامل موارد زیر باشد:
- طراحی روایتهای واقعگرایانه: مقابله با تصویرسازی یکسویه و آرمانی از زندگی در خارج از کشور و ارائه تصویری جامعتر که شامل چالشها و دشواریها نیز باشد.
- تقویت فرصتهای داخلی: سرمایهگذاری بر آموزش، پژوهش، و ایجاد بسترهای کارآفرینی و شغلی برای نخبگان در داخل کشور.
- حفظ پیوند با نخبگان مهاجر: ایجاد سازوکارهایی برای حفظ ارتباط با نخبگان مقیم خارج، تشویق آنها به همکاریهای علمی و پژوهشی، انتقال دانش و تجربه، و در صورت امکان، بازگشت موقت یا دائم.
- گردش دانش و تجربه: تبدیل مهاجرت از «خروج دائمی سرمایه انسانی» به «گردش دانش، تجربه و همکاریهای علمی-فرهنگی فرامرزی» که هم به نفع کشور مبدأ باشد و هم کشور مقصد.
در نهایت، رقابت بر سر جذب نخبگان، آزمونی برای بلوغ مدیریت فرهنگی و حکمرانی در سطح جهانی و ملی است. توانایی در حفظ و به کارگیری سرمایههای انسانی، شاخصی کلیدی برای سنجش قدرت و تابآوری هر ملتی در مواجهه با امواج جهانی مهاجرت و توسعه خواهد بود.
تهیه، تنظیم و تحلیل: محمّد دماوندینیا (دانشآموخته دکتری مدیریت و برنامهریزی فرهنگی)
نظرات کاربران