نقش و جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
(یادداشتی به مناسبت برگزاری نخستین دوره هفته آموزش هنر)
آموزش بهعنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب میشود و از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خطمشیگذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد. در این راستا و به مناسبت برگزاری نخستین دوره هفته آموزش هنر، هفت نکته مهم و کلیدی با موضوع نقش و جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی بیان میشود:
۱) آموزش هنر؛ زیربنای هویت فرهنگی و ارتقای سرمایه اجتماعی:
آموزش هنر در نگاهی عمیق و تحلیلی، فراتر از انتقال مهارتهای هنری است، بلکه آموزش هنر وسیلهای کارا برای آموزش زندگی و مفاهیم اجتماعی است. این حوزه در چند سطح اثرگذاری دارد:
تحکیم هویت فرهنگی از طریق انتقال سنتها، آیینها و هنرهای ملی
افزایش تابآوری اجتماعی با تقویت خلاقیت، امید و توان مواجهه با بحرانها
ارتقای سرمایه اجتماعی از مسیر مشارکتهای هنری و فعالیتهای جمعی
تولید معنا و تفکر و تقویت بنیانهای اندیشهورزی
تلطیف فضای عمومی و ارتقای کیفیت زیست فرهنگی جامعه
ایجاد ارتباطی مؤثر و معنادار بین سنتها و آیینها با معاصریت
این کارکردها نشان میدهد که آموزش هنر باید در ردیف سیاستهای کلیدی و اولویتدارِ فرهنگی قرار گیرد، نه در حاشیه برنامههای اجرایی.
۲) نقش مراکز آموزشی در تربیت هنرمندان آینده:
مراکز آموزشی، هنرستانها، آموزشگاهها و مربیان هنری، ستونهای اصلی نظام آموزش هنر هستند. این مراکز سه نقش بنیادین دارند:
شناسایی و پرورش استعدادهای هنری
تربیت هنرمندان متخصص و متعهد
حفاظت از هنرهای ملی، آیینی و هنرهای در معرض فراموشی
در واقع، این مراکز حلقه اتصال میان سیاستگذاری فرهنگی و تولید هنرمندان نسل آیندهاند.
۳) عدالت آموزشی و توسعه متوازن هنر:
یکی از چالشهای مهم حکمرانی فرهنگی، نابرابری در دسترسی به آموزش هنر است. سیاستهای کلیدی برای رفع این شکاف عبارتاند از:
توسعه آموزش هنر در مناطق محروم و کمبرخوردار
همگانیسازی هنر و افزایش دسترسی عمومی
تحول در منابع و سرفصلهای آموزشی
بهرهگیری از فناوریهای نوین آموزشی برای روزآمدسازی آموزش هنر
این سیاستها میتوانند آموزش هنر را از یک فعالیت محدود شهری به یک جریان ملی تبدیل کنند.
۴) چالش اصلی: کمتوجهی به آموزش هنر در سیاستگذاری:
با وجود اهمیت گسترده آموزش هنر، این حوزه هنوز در اولویت سیاستگذاری فرهنگی قرار نگرفته است. کمتوجهی ساختاری، نبود برنامهریزی بلندمدت، و نگاه مهارتی–ابزاری به هنر، مانع تحقق ظرفیتهای واقعی این حوزه شده است. «هفته آموزش هنر» میکوشد این خلأ را برجسته کند و توجه ذینفعان را به ضرورت بازنگری در سیاستها جلب نماید.
۵) برنامههای دولت چهاردهم در آموزش هنر:
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت چهاردهم برنامههای متعدد و متنوعی برای ارتقای آموزش هنر در دستور کار دارد:
ارتقای کمی و کیفی هنرستانهای هنرهای زیبا
گسترش فعالیتها و رویدادهای مرتبط با آموزشهای هنری
گسترش عدالت آموزشی از طریق شبکه مراکز آموزش هنر در کشور
بهروزرسانی و بسترسازی برای تکنولوژیهای نوین آموزشی
۶) هفته آموزش هنر؛ گامی برای جریانسازی فرهنگی:
«هفته آموزش هنر» تنها یک رویداد نمادین نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف نقش و جایگاه آموزش هنر در ساختار حکمرانی فرهنگی کشور است. این هفته میکوشد توجه سیاستگذاران، مدیران، مربیان و جامعه هنری را به حوزهای جلب کند که سالها در حاشیه تصمیمگیریها قرار داشته، اما ظرفیت آن برای توسعه فرهنگی و اجتماعی بسیار گسترده است.
نخستین دوره این هفته (۳۱ مرداد تا ۶ شهریور) با مجموعهای از برنامهها برگزار شد:
نمایشگاه آثار منتخب مراکز آموزش هنر
اختتامیه دومین المپیاد هنر
نشستهای تخصصی
همایش مدیران هنرستانهای هنرهای زیبا
بازدید از آموزشگاهها و دیدار با پیشکسوتان
امضای تفاهمنامههای آموزشی
این برنامهها نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک جریان ملی در حوزه آموزش هنر است.
۷) چشمانداز آینده:
اگر این هفته در دورههای بعدی با توسعه برنامهها، مشارکت گستردهتر استانها و تقویت زیرساختهای آموزشی همراه شود، میتواند به یکی از محورهای اصلی تحول فرهنگی کشور تبدیل شود. هنرجویان امروز، سرمایههای فردای هنر ایراناند و تقویت آموزش هنر، سرمایهگذاری مستقیم بر آینده فرهنگی کشور محسوب میشود.