هر جنگی دارای دو وجه عمده است. وجه روبنایی و سختافزاری، وجه زیربنایی و نرمافزاری. وجود این وجوه در کنار هم میتواند عامل پیروزی در جنگ و نقص در هر یک از این وجوه باعث شکست و اضمحلال در جنگ خواهد بود.
وجوه روبنایی و سختافزاری شامل مواردی همچون ابزارها و ادوات جنگی، تکنولوژیهای جنگی و تدافعی، نیروهای مسلح و امکانات و… مشخص است که این وجه جنگ از اهمیت زیادی برخوردار است و بهویژه در عصر تکنولوژی و دیجیتال و هوش مصنوعی، مجهز بودن به این علوم و فنون و تجهیزات نقش ویژهای در پیروزی یا شکست در جنگهای مدرن امروزی ایفا مینماید.
اما وجه دیگر جنگ که موضوع اصلی این نوشتار است و بسیار حائز اهمیت میباشد، وجه زیربنایی و نرمافزاری جنگ است. برخی از ابعادی که در این وجه بیشترین اثربخشی را دارد عبارتاند از: روحیه حماسی و سلحشوری، حس وطندوستی و میهنپرستی، فرهنگ ایثار و شهادت، درونمایههای فرهنگی و هویتی و تمدنی.
این وجه از جنگ معمولاً مورد توجه جدی جنگافروزان قرار نمیگیرد و بر این مبنا و با اتکا به سختافزارهای جنگی، خود را از ابتدا پیروز جنگها قلمداد میکنند. غافل از اینکه بدون توجه به وجوه زیربنایی و یا با نادیده گرفتن درونمایههای فرهنگی طرف مقابل، پیروزی در جنگها غیرممکن است، حتی اگر پیروزیهای ظاهری و مقطعی حاصل شود بیشک در درازمدت چیزی جز شکست حاصل نخواهد شد. شاهد مثالهای فراوانی در این موضوع در طول تاریخ وجود دارد که کشورهای بهظاهر ابرقدرت در برابر ملتهای با اصالت و هویت نتوانستهاند در درازمدت به پیروزی دست یابند و ناچار به پذیرش شکست شدهاند.
جنگ رمضان در واقع یک بزنگاه تاریخی بسیار مهم برای دنیا و بشریت به حساب میآید، جنگی که در یک طرف آن بزرگترین نیروی نظامی جهان و مظاهر زر و زور و قدرت قرار گرفتهاند و در سوی دیگر ملتی آزاده و سرافراز و کشوری تاریخساز با تمدنی کهن که گرچه در ظاهر و قدرت نظامی در حد امکانات و تجهیزات دشمن نیست، ولی از طرفی دشمن غداره نیز از حیث فرهنگی و تمدنی و هویتی به گرد پایش هم نمیرسد. پس در واقع این جنگ، جنگ بین قدرت ظاهری از یک سو و قدرت فرهنگ و هویت و تمدن و انسانیت از سوی دیگر است و از این حیث جنگی سرنوشتساز و تعیینکننده محسوب میشود. وقتی سناتور ارشد آمریکایی صراحتاً اعلام میکند که «الان موقعیت و فرصت مناسبی برای خنثی کردن ایران بعد از ۲۰۰۰ سال است» معلوم میشود که این یک جنگ فرهنگی و تمدنی است و آمریکا با یک کینه و عداوت دیرینه وارد این جنگ شده است، و یا رئیسجمهور آمریکا از بازگرداندن ایران به عصر حجر صحبت میکند، عصری که در آن هیچ اثری از آمریکا نیست ولی تمدن باشکوه ایرانی بر روی سنگها منشور حقوق بشر حکاکی میکند. از این روست که حمله به مراکز علمی، دانشگاهی، فرهنگی، هنری، تاریخی، باستانی و تمدنی در دستور کارشان قرار میگیرد.
نتیجه اینکه این جنگ، یک جنگ نامتقارن است، جنگ نامتقارن نظامی برای ایران و جنگ نامتقارن فرهنگی برای آمریکا.
نکته قابل تأمل دیگر در جنگ رمضان عدم همراهی سایر کشورها با آمریکاست. کشورهای اروپایی و اعضای ناتو که معمولاً همراه و دنبالهرو آمریکا بودند نهتنها در این جنگ با آمریکا همراهی نکردند بلکه او را مورد شماتت و سرزنش نیز قرار دادند و از این بابت نیز ما شاهد یک تحول و دگرگونی تاریخی هستیم و کشورها، دولتها و ملتها تصمیم گرفتهاند بعد از سالهای متمادی در سمت درست تاریخ بایستند.
ایران در طول تاریخ چندهزارساله خود همواره سردمدار صلح، امنیت، آرامش و انسانیت بوده و فرهنگ و هنر ایرانی در واقع جانبخش جهان هستی بوده است. با بررسی جنگها و تهاجماتی که به این سرزمین شده، به روشنی مشخص میشود که فرهنگ ایرانی همواره پیروز و مانا و شکستناپذیر بوده و حتی مهاجمان را تسخیر نموده است. پس با این فرهنگ غنی و استوار هیچ مهاجمی قادر به شکست ایران نخواهد بود و بیشک پیروزی و نصرت نصیب ایران و ایرانی خواهد گشت.