مدیریت فرهنگی در بازیهای جام جهانی ۲۰۲۶
در پسِ حمایت از همجنسگرایان
«امپریالیسم فرهنگی»۱ مفهومی آشنا در حوزه ارتباطات، مطالعات فرهنگی و بهخصوص در مدیریت فرهنگی است که توسط «هربرت شیلر»۲ پژوهشگر ارتباطات و اقتصاد سیاسی رسانهها در دهه ۷۰ میلادی شرح و بسط داده شد. وی معتقد است قدرتهای غربی، بهویژه آمریکا، از طریق نهادهای فرهنگی، رسانهها، آموزش و تکنولوژی، سلطهٔ فکری خود را بر جوامع پیرامونی اعمال میکنند.
شیلر در کتاب مهم خود به نام «امپریالیسم ارتباطی و امپراطوری امریکا»۳ این مفهوم را مفصل توضیح داده است. این پژوهشگر استدلال میکند که امریکا با استفاده از قدرت اقتصادی و فناورانه خود در حوزه رسانهها (فیلم، تلویزیون، خبر، تبلیغات و …) در حال ترویج ارزشها، سبک زندگی و ایدئولوژی سرمایهداریِ مصرفگرا در کشورهای جهان است. این سیاستِ فرهنگی امریکا بهدنبال تضعیف فرهنگهای غنی و از بین بردن خردهفرهنگها و به تبع آن وابستگی فرهنگی کشورهاست که از این طریق بتواند با تغییر ذائقه فرهنگی، مصرف فرهنگی کشورها را کنترل کند.
شایان ذکر است که «آدورنو»۴ و «هورکهایمر»۵ نیز به مفهوم صنعت فرهنگ پرداختند که نشان میدهد فرهنگ به چه شکلی تحت سلطه نظام سرمایهداری به صورت یکپارچه در میآید (شاید بتوان امپریالیسم فرهنگی شیلر را نشأت گرفته از مکتب فرانکفورت۶ دانست).
مستندی در سال ۲۰۲۲ میلادی توسط «متیو والش» ۷ به نام «زن چیست؟» ۸ سخت شد که به روشهای فرهنگی در نهادینهسازی سیاست فرهنگیِ همجنسگرایی در کشور کانادا و امریکا پرداخته شد. در بخشی از این مستند به در خدمت گرفتن ورزش بهمنظور نهادینهسازی و قشرسازی همجنسگرایان اشاره شده است و برای سیاستهای زیربنایی این قشریسازی آموزش و پرورش را نیز در این مسئله دخیل نموده است.
آنچه عیان است، سیاستگذاری امپریالیسم فرهنگی در جهان (مخصوصا در سه دهه اخیر) به سمت رسمیتبخشی به همجنسگرایان است، از قانونگذاری در کشورهای مختلف که رو به گسترش است تا هنجارسازیهای رسمی و غیررسمی در مبادلات و انتقال فرهنگی کشورها.
چند روز قبل پس از قرعهکشی تیمها و گروهها در بازیهای جام جهانی سال ۲۰۲۶ که در امریکا قرار است برگزار شود، تیمهای ایران و مصر در یک گروه قرار گرفتند. پس از این موضوع و در اقدامی عجیب، بازی تیمهای همگروهی ایران و مصر، نامگذاری شد و نامگذاری عجیبی، «مسابقه افتخار» در حمایت از جامعه همجنسگرایان.
اینکه بازی دو کشور مسلمان در شهر سیاتل که به مرکز همجنسگرایان معروف است و برنامههای حمایتی از این افراد در شهر برگزار میشود، مسلما چیزی جز مدیریت فرهنگی در عرصه ورزش نیست. یکی از اهداف امپریالیسم فرهنگی در گسترش قشریسازی همجنسگرایان در دنیا، تحت تأثیر قراردادن کشورهای مسلمان است که این امر در آن ناهنجاری و تابو به حساب میآید. پتانسیل حوزههای ورزش، سینما، آموزش و پرورش در این راستا میتوانند برای به هدف رسیدن فرصتی مهم بهحساب آید.
اما موضع رسمی مقامات کشورها در این مسئله حائز اهمیت است. اینکه فدراسیون کشورهای ایران و مصر نسبت به این نامگذاری به فیفا اعتراض کردند جدا، اما مدیریت فرهنگی در دستگاه وزارت امورخارجه و دستگاههای مرتبط چگونه میتواند در مقابل در این جریان برآید، مهم است. باید منتظر ماند و سیاستهای فرهنگی در تقابل این اقدامات را دید و مدیران فرهنگی در حوزه مدیریت فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی ایران در عرصه بینالملل چه واکنشی نشان خواهند داد.