جامعه مدیران فرهنگی ایران
دانش‌آموخته مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی

عناوین و بسته‌بندی‌ها

 بسته‌بندی‌ها، شکل و سبک زندگی مدرن، حقیقت چیزها را در نظر ما دگرگون کرده است، در این سبک زندگی هرچیز ، نوع مُجاز، مرغوب و مطابق عرف اجتماعی دارد. و ما در حالی‌که دچار این روزمرگی مسموم و دور از جهان واقعی هستیم، همه چیز را تکه‌تکه کرده‌ایم، طوری‌که خوشایند ماست نه طوری‌که واقعا در طبیعت و جهان وجود دارد.

از اینروست که بسیار دیر متوجه ذات چیزها می‌شویم.

مثال ساده و ملموس آن عملکرد معمول و روزمره شیر آب است؛ همان که انتظار داریم هروقت آنرا باز می‌کنیم آب بهداشتی آز آن جاری شود.

تسری و تداوم همین امر ساده ما را دچار سهل‌انگاری می‌کند و موجب می‌شود تا کل فرآیند بارش‌های جوی، جمع‌آوری و تصفیه آب و مهندسی پیچیده بکار رفته در آن و سیستم‌های توزیع را نادیده بگیریم.

حال آنکه طبیعت به شکلی یکپارچه از نظمی ارگانیک برخوردار است هر چیزی روی چیزهای دیگر اثر می‌گذارد به نحوی که وجود آبی که چنین قابلیتی داشته باشد به هزاران عامل دیگر مربوط و وابسته است؛ مطالبی مثل گرم‌شدن کره زمین، آلودگی هوا، خشکسالی و … 

دوره‌های بارش و خشکسالی  تاریخی و مناسک و مراسم مختلف باران‌خواهی اقوام مختلف بشر،  نشان از همان ارتباط فراموش شده انسان با طبیعت دارد که از پس احساس قدرت ناشی از انقلاب صنعتی و دوران مدرن به شکلی بیمارگونه بر ما مستولی شده است.

 بسته‌بندی‌ها با وجود آسایش و اطمینان خاطری که فراهم می‌کنند ما را بیشتر در این توهم فرو می‌برند که در وضعیت با ثباتی قرار داریم؛ حال آنکه این وضعیت بشدت شکننده است.

گرچه حالا در سال ۲۰۲۵  که بشر امروز آثار گرم شدن زمین و آلودگی‌های محیط زیست را در اطراف خود و در خانه‌های خود احساس می‌کند موضوع مبرهن جلوه می‌کند. اما در عمل هنوز ما در آن خلسه نارسیسی فرو رفتیم و نمی‌خواهیم بیدار شویم و تغییر واقعی در سبک زندگی خود ایجاد کنیم.

منظور محکوم‌کردن صنعت بسته‌بندی نیست، گرچه مثل بقیه پدیده‌های مدرن این  پدیده نیز چرخه معیوب و ناسازگار با چرخه محیط زیست دارد و در نتیجه با بحران خودساخته پسماند دست به گریبان، اما موضوع فراتر از آلودگی محیط زیست و پسماند یا صنایع جدید است.

موضوع دور ماندن از واقعیت جهان و طبیعتی است که ما فقط جزیی از آنیم، و غوطه‌ور شدن در جهانی وهمی و مصنوعی است. وضعیتی که به ناچار فرهنگ و سبک زندگی مارا دچار این جهان وهمی کرده است.

بخش دوم

اصلا در اینجا منظور از بسته‌بندی صنعت بسته‌بندی نیست بلکه مارک‌زدن طبقه‌بندی کردن و تکه‌تکه کردن جهان است به چیزهایی با ویژگی‌های ثابت، مشخص، مطابق سلایق و مطمئن، ویژگی‌هایی که اصلا در طبیعت موجود نیست.

پاکت‌های شیر را در نظر بیاورید، پاستوریزه و هموژنیزه، با ماندگاری بالا، با درصدهای مختلف مواد و چربی و با طعم‌های مختلف،

حالا فرض کنید که در روستایی در حال دوشیدن شیر از سینه گاو یا گوسفند هستید، انسانی که از کودکی شیر را در بسته‌هایی با مشخصات ذکر شده دریافت کرده آیا رغبتی به نوشیدن این شیر در حالت طبیعی خودش دارد؟

باز مقصود این نیست که از اطمینان و آسایشی که تهیه و بسته‌بندی شیر به بشر امروز می‌دهد صرفنظر کنیم، اما اشکال از آنجا آغاز می‌شود که فرآیند طبیعی تولید شیر را از یاد می‌بریم و بی‌توجه به ملزومات آن، مثل حفظ مراتع، حفظ منابع آب و ده‌ها عامل دیگر به موجودی مخرب بدل می‌شویم که دشت‌ها و دریاهای مملو از کیسه‌ها و شیشه‌های پلاستیکی پس می‌دهد.

باز باید گفت که موضوع فقط این نیست، بسیار فراتر از این است.

ما حتی خودمان را بسته‌بندی کردیم، در عناوین و لباس‌های متحدالشکل در تعریف‌های این جهان وهمی؛ تا بستری را فراهم کنیم که هرکس به مثابه پیچ یک دستگاه با استاندارد و پروتکل مشخص – چیزی شبیه همان مشخصات بسته‌بندی شیر – در این سیستم عمل کند.

به خلبان‌های جنگنده ارتش‌های مهاجم نگاه کنید؛ افرادی خوشتیپ، خندان، با لباس‌هایی با ابهت و زیبا، با دانش استاندارد و ظاهری فرهیخته، چنان بسته‌بندی شده که هم خودشان و هم ما فراموش می‌کنیم که آنها قرار است جمع کثیری از انسان‌ها را بکشند.

چه بمب‌هایشان را روی تهران بریزند و چه غزه، آنها از کشتن زن‌ها و بچه‌ها در عذاب نیستند، آنها به انجام این ماموریت‌ها افتخار می‌کنند. آنها بسته‌بندی شده‌اند آنها پیچ‌هایی هستند در ماشین کشتار .

و باز منظور این نیست که هر خلبانی، قاتلی است درنده‌خو، بدیهی است که چنین نیست و افراد در موقعیت‌ها و میدان‌های مختلف عملکردهای مختلفی دارند.

اما یک چیز بدیهی است، لزوم بازاندیشی در سبک زندگی و برخاستن از این خلسه نارسیسی و یادآوری بودن در این جهان به عنوان انسان .

رفتن به نوار ابزار