۱۸ مرداد، خبری تلخ جامعه فرهنگی و هنری کشور را در بُهت فرو برد؛ «استاد محمود فرشچیان درگذشت ….». خبری که یکایک مردم ایرانزمین و حتی خارج از مرزهای کشور را متأثر نمود.
فرشچیان تنها یک نگارگر ایرانی نبود، بلکه به مثابه یک جریان هنری، هویت و رگههای عمیق فرهنگ ایرانی و اسلامی را در نظر مخاطبان به تصویر میکشید. آری، گاه یک شخص نیز میتواند به تنهایی یک جریان هنری را به پیش بَرَد. شاید ایشان جزء معدود هنرمندانی بود که در زمان حیاتش مردم با شور و شوق و اشتیاق افتخار همنشینی و همزیستی با ایشان را داشتند. سازمان و نهادهای فرهنگی نیز به نوبه خود و در برنامههایشان به مقام شامخ ایشان ادای احترام مینمودند.
چرا فرشچیان در جان مردم ایران، خوش نشست؟ تاریخ ایران، کم اشخاصی را به خود ندیده که وقتی با هویت و فرهنگ مردم همراه و همگام شدهاند، مردم نیز در زمان حیات و بعد از حیاتشان، آنها را بر دیدگان خود جای دادهاند. از فردوسی و فارابی و خوارزمی و شیخ بهایی گرفته تا کمالالملک و فرشچیان و سرداران و نامآوران ایرانزمین. هر کدام، گاه با قلم خود، گاه با هنر خود، گاه با شمشیر خود و اسلحه خود از سپهر فرهنگ و هنر ایران تا پای جان حفاظت کردند.
ارزش نهادن به شخصیت و جوهره وجودی خود که نشأت گرفته از این آب و خاک است، به بالندگی هویت ملی و دینی هر ایرانی منجر میشود، چرا که هنرمندان به تعبیر من به مثابه “گلبولهای سفید در بدن است” و همانگونه که گلبولهای سفید در بدن نقش حفاظت و ایمنی بدن را برعهده دارند، هنرمندان نیز با هویت فردی و جمعیشان که در آثارشان نمایان است از کیان هنر این مرز و بوم محافظت میکنند و حتی در اشاعه فرهنگی آن نقشآفرینی بیبدیلی دارند.
فرشچیان نیز توانست با نبوغِ هنریِ آمیخته با ارزشهای دینی و فرهنگی ایران، آثاری را به منصه ظهور رساند که دیدگان جهانیان را با هنر اصیل ایرانی آشنا سازد. بسیاری از ایرانیان در سراسر دنیا با افتخارآفرینیهای این استاد زبردست ایرانی، به خود و هویت هنری کشور خود افتخار میکردند و گویی هر افتخار بینالمللی ایشان (مدال طلای جشنواره بینالمللی هنر در سال ۱۳۷۴، تندیس طلایی اروپایی هنر در سال ۱۳۶۳، مدال طلای جشنواره بینالمللی هنر در سال ۱۳۳۷ و …) مدالی غرورآمیز برای هر ایرانی، بهشمار میرود.
فرشچیان چه ظرفیتهایی را توانست در اختیار مدیران فرهنگی و هنری بگذارد؟
– انتقال فرهنگی: یکی از مهمترین سرمایههای مدیران فرهنگی و هنری کشور آثار هنریِ ملموس و ناملموس هنرمندان است. چراکه این آثار هم جنبه حافظه تاریخی برای مردم دارند و هم جنبه تمدنی. نه تنها آثار فرشچیان، بلکه یکی از ویژگیهای خاص آثار هنری، تقویت حافظه جمعی هر ملت است و یک اثر هنری میتواند کمک شایان و بیبدیلی به انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر کند. این انتقال فرهنگی هم از جنبه شفاهی میتواند راویِ باورها و ارزشها و سرمایههای فرهنگی مردم باشد و هم از جنبه بصری و ملموس که اثر را در فضا و آثار هنرهای دیگر تغذیه نماید.
– تبادل فرهنگی: آثار این هنرمند فقید، فرصتی خاص را برای تبادل فرهنگی (با توجه به همگونی فرهنگی) با دیگر ملل دنیا فراهم میآورد. از آنجایی که آثار شایان توجه و مشهور ایشان، با جانمایه مذهبی است، میتوان از آن بهعنوان یک اثر بینالمللی و متعلق به گفتمان درون دینی در پیوند مشترک مردمان مسلمان نام برد و چهره ایشان را چهرهای شاخص در بین هنرمندان مسلمان برجسته کرد.
– اشاعه فرهنگی: نگارگریهای فرشچیان نه تنها مفاهیم دینی و مذهبی را به مخاطب القاء میکند، بلکه با ترکیب رنگها، خطوط و ترسیم شخصیتها و طبیعت، مبلغِ نگاه فرهنگیِ مردم ایران را به زیستِ فرهنگی و اجتماعی در دنیا است که میتواند پتانسیلی قابل توجه برای آشنایی و جذب مردم دیگر کشورها به ایران و هنرهای اصیل ایرانی باشد.
– مصرف فرهنگی: گسترش و رواج آثاری هنریِ استاد فرشچیان، میتواند با توجه به بستر ذائقه فرهنگیِ مردم ایران و دیگر ملل دنیا، مصرف فرهنگیِ آثار هنریِ نابِ ایرانی را در دنیا افزایش دهد و مدیران فرهنگی میتوانند با بررسی آمار عرضه و تقاضای آن اقدام به برنامهریزی فرهنگی با محوریت این هنر نمایند.
– رفتار فرهنگی: ترویج آثار هنریِ فاخر از جمله آثار استاد فرشچیان در مبلمان شهریِ شهرهای کشور میتواند به شکلگیری رفتارهای فرهنگی و ترویج این هنر و تقویت اقتصاد فرهنگ کشور شود.
– جهانیشدن فرهنگ: جهانیشدن فرهنگ، در کنار زوایای مثبت، شامل زوایای منفی نیز میشود که یکی از آنها تلاش برخی کشورها برای یکسانسازی فرهنگی و در نهایت ایجاد امپریالیسم فرهنگی در دنیاست. آثار هنری فاخر و تراز ایرانی میتوانند جریانی مثبت و اثرگذار در جهت مقابله با ابعاد منفیِ جهانیشدن فرهنگ باشند و یکی از ویژگیهای مهم آثار استاد فرشچیان همگرایی جمعیِ مسلمانان با مردم ایران در راستای حافظه تاریخی مشترکشان است که عاملی مهم در حوزه روابط بینالملل در دولتها بهویژه در دیپلماسی فرهنگی بهشمار میرود.
– گفتمان فرهنگی: خصلت مهم آثار هنری تقویت برخی گفتمانها در حوزه فرهنگ است و اثرگذاری خاص و مهم روی دالّ و مدلولهای گفتمانهاست. یکی از ویژگیهای مهم آثار استاد فرشچیان تقویت گفتمان درون دینی در بین امت اسلامیست و در گفتمان بروندینی، اتصال و ایجاد یک حس مشترک جمعی در راستای خصلتهای انسانیست (تابلو مشهور «پناه» مؤید این نکته است).
مواردی که در بالا بیان شد تنها بخشی از خصوصیتها و پتانسیلهای موجود در آثار هنری استاد است که هرکدام میتوانند در توسعه فرهنگی بهصورت مستقیم و یا غیرمستقیم اثرگذار باشند؛ موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که مدیران فرهنگی میتوانند از آن در بهرهگیری از آثار هنرمند ارزشمند و فقید کشور استاد فرشچیان، استعانت جویند. در این متن سعی شد تا یادی کنیم از هنرمند ارزنده کشورمان که سالیانِ سال را در خدمت به عرصه هنر در راستای فرهنگ و هویتمان صرف نمود.